<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>همیشه سبز🌱</title>
<link>https://hirsa70evergreen.blogfa.com</link>
<description>صدا کن مَرا از گلوگاهِ سبزِ شکُفتن:)🌱</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 27 Feb 2026 21:25:31 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>در انتهای شب،... امید!</title>
<link>https://hirsa70evergreen.blogfa.com/post/121</link>
<description>این متن از کتاب &quot;شبهای روشن&quot; چقدر قابل درکه: موضوع نگه داشتن امید در روزها نبود. موضوع نگه داشتن امید در شبها بود. شب چیزی داشت که روز نداشت تاریکی، سکوت، تنهایی و او میدانست که اگر شبها امید را زنده نگه دارد، در روز امید او را زنده نگه خواهد داشت.. کتاب شب های روشن از لطیف ترین و در عین حال دردناک ترین آثار داستایوفسکیه ... کتابی که نه خیلی تراژدی و نه خیلی رمانتیکه بلکه معلق میان امید و ناکامی حرکت می‌کند....</description>
<pubDate>Fri, 27 Feb 2026 21:25:31 +0330</pubDate>
<dc:creator>hirsa70evergreen</dc:creator>
<guid>hirsa70evergreen.blogfa.com/post/121</guid>
</item>
<item>
<title>اخرین ملاقات!</title>
<link>https://hirsa70evergreen.blogfa.com/post/120</link>
<description>جمله‌ای از مایلز مونرو هست با این مضمون که: «بزرگ‌ترین تراژدی زندگی آن است که در لحظه مرگ، با انسانی روبه‌رو شوی که می‌توانستی باشی.» من زیباترین شرحی که از این ایده شنیده‌ام ادامه‌ی همین تصویر است: این‌که در آخرین لحظه‌ی زندگی، آن کسی که هستیم با آن کسی که می‌توانستیم باشیم روبه‌رو می‌شود — و درست در همان لحظه، زمان به پایان رسیده است. اگر چنین باشد، جهنم الزاماً آتشی بیرونی نیست؛ جهنم می‌تواند همان مواجهه‌ی نهایی با ظرفیت‌های تحقق‌نیافته باشد.</description>
<pubDate>Wed, 25 Feb 2026 22:01:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hirsa70evergreen</dc:creator>
<guid>hirsa70evergreen.blogfa.com/post/120</guid>
</item>
<item>
<title>صفحه‌ی قدرت!</title>
<link>https://hirsa70evergreen.blogfa.com/post/119</link>
<description>مثلا در شطرنج، مهره‌های سیاه و سفید دشمنان قسم‌خورده‌ی یکدیگرند ولی دستانی که آن‌ها را می‌جنبانند اغلب دوستانی هستند صمیمی و نزدیک، و این همان واقعیت است؛ جنگ مبارزه بین سربازانی‌ست که یکدیگر را نمی‌شناسند، برای منافع کسانی که همدیگر را خوب می‌شناسند؛ و در نهایت، آن‌چه بر صفحه می‌ماند حقیقتی تلخ است: بازندگان بازی شطرنج قدرت نسل ماست پایان بازی مات بود از کیش مادر زاد ما 🥀🫂</description>
<pubDate>Sun, 22 Feb 2026 17:13:52 +0330</pubDate>
<dc:creator>hirsa70evergreen</dc:creator>
<guid>hirsa70evergreen.blogfa.com/post/119</guid>
</item>
<item>
<title>دور یک میز، چیزی از من جا ماند...</title>
<link>https://hirsa70evergreen.blogfa.com/post/118</link>
<description>حدود پنج ماهه که دیگه خوابگاهی نیستم.... امروز، درست یک ساعت پیش، برای اولین بار از دوری‌شون گریه کردم:)💔 برای آدمایی که صمیمی‌ترین و نزدیک‌ترین آدمای زندگیم بودن. پنج ماهه که با مادرم خونه گرفتیم؛ و تنهایی و بی‌هم‌زبونی داره روحم رو عذاب می‌ده. امروز اولین روز ماه رمضونه. پارسال درست همین موقع، دور یه میز جمع شده بودیم و سحری می‌خوردیم... شب‌ها تا سحر بیدار می‌موندیم، بازی می‌کردیم، حرف می‌زدیم، چای می‌خوردیم و اون‌قدر می‌خندیدیم که گذر زمان رو</description>
<pubDate>Thu, 19 Feb 2026 02:54:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hirsa70evergreen</dc:creator>
<guid>hirsa70evergreen.blogfa.com/post/118</guid>
</item>
<item>
<title>بی‌زخم، ما هیچ، ما پوچ</title>
<link>https://hirsa70evergreen.blogfa.com/post/117</link>
<description>توماس قدیس میگه: فرشتگان پس از مرگ از او می پرسند: زخم نداری؟ یعنی در زندگی هیچ چیز ارزش جنگیدن نداشت؟! &gt; این چند وقت بین تموم شدن امتحانا و شروع کلاس ها که هیچ کاری نداشتم انجام بدم و بیکاری و ازاد بودن مطلق وقت رو تجربه کردم، به این پی بردم که زندگی بدون چالش و اتفاقای های مختلف اگرچه آروم و بی تلالو عه ولی این موج هست که دریا رو دریا و مرداب رو مرداب میکنه.... زندگی بدون چالش و موقعیت های مختلف بی‌معناست...</description>
<pubDate>Thu, 12 Feb 2026 11:52:08 +0330</pubDate>
<dc:creator>hirsa70evergreen</dc:creator>
<guid>hirsa70evergreen.blogfa.com/post/117</guid>
</item>
<item>
<title>اگر مرد بودم...</title>
<link>https://hirsa70evergreen.blogfa.com/post/116</link>
<description>من اگر مرد بودم، دست زنی را می گرفتم، پا به پایش فصل ها را قدم میزدم و برایش از عشق و دلدادگی میگفتم؛ تا لااقل یک دختر در دنیا از هیچ چیز نترسد! 👤🌱سیمین بهبهانی</description>
<pubDate>Mon, 02 Feb 2026 22:18:26 +0330</pubDate>
<dc:creator>hirsa70evergreen</dc:creator>
<guid>hirsa70evergreen.blogfa.com/post/116</guid>
</item>
<item>
<title>از اینجا به بعد....</title>
<link>https://hirsa70evergreen.blogfa.com/post/115</link>
<description>آدم‌ها فکر می‌کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی می‌کنند، شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود. فکر می‌کنند می‌توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص! اما حقیقت ندارد.. اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، اگر آدمِ ساختن بودیم، از همین جای زندگیمان به بعد را می‌ساختیم. 👤آنتوان دوسنت اگزوپری پ.ن: حال روحی این روزام خیلیییی بده</description>
<pubDate>Fri, 19 Dec 2025 00:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hirsa70evergreen</dc:creator>
<guid>hirsa70evergreen.blogfa.com/post/115</guid>
</item>
<item>
<title>روز دانشجو</title>
<link>https://hirsa70evergreen.blogfa.com/post/114</link>
<description>‏روز دانشجو رو به چت جیپیتی تبریک میگم. • پست موقت</description>
<pubDate>Mon, 08 Dec 2025 00:26:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>hirsa70evergreen</dc:creator>
<guid>hirsa70evergreen.blogfa.com/post/114</guid>
</item>
<item>
<title>صبر... صبر.</title>
<link>https://hirsa70evergreen.blogfa.com/post/113</link>
<description>باید بگم: 🖐</description>
<pubDate>Mon, 24 Nov 2025 23:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hirsa70evergreen</dc:creator>
<guid>hirsa70evergreen.blogfa.com/post/113</guid>
</item>
<item>
<title>یک صفحه تردید!</title>
<link>https://hirsa70evergreen.blogfa.com/post/112</link>
<description>«نورِ مهتاب» 🌙✨️ پرسید: «تو چی؟ لذت می‌بری از خوندن درس های حقوق؟» + تا وقتی سر کلاسم و چیزای جدید یاد می‌گیرم، خوبه... دوستشون دارم. ولی موقع فکر کردن به آینده... فکر کردن به هدفی که داشتم... موقع خوندن همون درسا... وقتی که تو زندگیم، بین آدم‌ها، توی جامعه، از حق خودم نمی‌تونم دفاع کنم... وقتی که حقمو زیر پا می‌گذارن و به‌جای حرف زدن، زبونم بند میاد و فقط نگاه‌شون می‌کنم... اون موقع‌ست که تردید می‌کنم؛ گاهی هم پشیمون می‌شم...</description>
<pubDate>Thu, 20 Nov 2025 19:36:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hirsa70evergreen</dc:creator>
<guid>hirsa70evergreen.blogfa.com/post/112</guid>
</item>
</channel>
</rss>
